روزای خط خطی
پسر ناز کوچولوم دیگه نترسی از لولو مامان کنارت میمونه واست لالایی میخونه لالایی لالایی لالایی
راز پارکینسون بر اساس این راز ,انسانها از امکانات ,فرصتها,و منابع خود خوب استفاده نمیکنند,به همین دلیل تحت فشارند. دانش آموزان اگر 6ماه فرصت مطالعه داشته باشند ,در این مدت دروس خود را مطالعه نمیکنندتا این که به روزهای امتحان نزدیک میشوند ودر چند روز باقی مانده شروع به خواندن درسهای خود میکنند. درباره پس انداز کردن هم همینگونه است .مردم درآمدشان را به راحتی خرج میکنند و اگر چیزی از آن باقی ماند,آن را پس انداز میکنند.به عبارت دیگر مخارج انها به درآمدشان بستگی مستقیم دارد.معمولا چیزی از درامدشان باقی نمی ماند,حتی گاهی اوقات با قرض کردن از دیگران و خرید به صورت اقساط بدهکار هم میشوند.پس این طرز فکر که مخارج به اندازه درآمدمان یا حتی بیش تر ار آن باشد اشتباه است. اکثر افراد درآمدشان افزایش می یابد,مخارجشان را نیز با آن افزایش میدهند.این راز در واقع چگونگی گرفتاری مردم را در دام بدهکاری نشان میدهد.کسانی که در دام راز پارکینسون گرفتار میشوند معمولا دچار فقر میشوند وکمتر به استقلال مالی میرسند.با نیفتادن در دام راز پارکینسون ,شما میتوانید وضعیت مالیتان را به دست گرفته ,از طریق کنترل هزینه ها وپس انداز و سرمایه گذاری ,پولتان را در مسیر ثروتمند شدن به کار گیرید تا به استقلال مالی برسید. به دست آوردن پول اغلب آسان تر از حفظ کردن آن است .باید مراقب باشیم که با افزایش در آمدمان خواسته هایمان را زیاد نکنیم. همچنین این راز را بیان کنیم(کاری که میتوانیم در عرض دو ساعت انجام دهیم ,آنقدر کش میدهیم تا تمام روز مان را پر کند.)بهتر است کارهایمان را در زمان بندی های معین و بر اساس اولویت بندی ای که بر اساس برنامه ریزیه قبلی تعین کرده ایم انجام بدهیم تا در دام راز پارکینسون گرفتار نشویم. دوستای گلم راز بعدی راز خوشبختی اگه دوست داشتید بگید بنویسم و این خدا بود که بی ریا و هرشب با اشتیاق رازش با تو در میان نهاد و تو رازش به نیمه گذاشتی و رفتی و بپای غیر دوست نشستی . خاطراتی که از تو یادمه باعث آزارمه هرجا برم بدیهایی که به من کردب خوب یادمه نگو نکردی,نگو نبودی,نگو نشکوندی دلمو بخدا از تو چیزی نمیخوام فقط تنهام بزار همینو میخوام دیگه چشمام به رات نمیمونه ه ه ه ه ه ه ه ه از هر چی خواستی گله کن دل من حوصله کن کفر تو رو درمیارم هر چی دلت خواست گله کن یه جوری داغونت کنم اسیرو حیرونت کنم گفتگو با دل گفتم که در چه حالی؟ گفتا غرق سرابی گفتم که آن چه باشد؟ گفتا که زندگانی گفتم که از چه نالی؟ گفتا غم وجدایی گفتم داری چه حالی؟ گفتا که گر بمیرم شاید شوم رهایی گفتم چرا چنین شد؟ گفتا زیارپرسا عشقم بشد رهایی گفتم بگو تو با من از درد خود برایم گفتم دگر با من ندارد حتی سلامی گفتم چرا نگفتی با یار حرف آخر گفتا فنا شدم من از دردو بی زبانی گفتم حالا چه باید,عاقبت کار عشق گفتا که جان من شد در راه عشق ,نثاری گفتم مکن تو ناله ,دیگر ندارم چاره گفتا برای سودا(....)ندارم آهی سکوتم را فریاد بر میآورم تا او که گوشش پر از هیاهو وغوغاست بیصدا,فریادم را بشنود به چه دل خوش کرده ام به دیده شدن ته سوزنی در انبار کاه عشق مرده چرا وقت رفتن ای خدا چه سخته چشام همش به قاب عکسه چرا ازم گرفتی همه وجودم ازت میخواستم عشقمو تو سجودم خدا به همرات برو عزیزم به من نگو که عشقم چشماشو بسته کاش بدونی نبودنش چه سخته خدا دلم گرفته از این همه درد دلم شکسته از دوری و ماتم خدا به همرات برو عزیزم به من نگو که عشقم چشماشو بسته نه نگو که اون واسه همیشه رفته باورش خیلی سخته خدا خیلی تلخه خدا دلم شکسته دلم آره دلم درد داره غم داره بیماره بیتابه اشکام هردو هر لحظه میباره من پشیمونم چرا ندونستم قدرشو پریشونم از این که موندم نه بی تو موندن دلیلی نداره تحملشو ندارم آره دلم طاقت نداره دیگه همه چیز زیر خاک تا ابد بخوابه دیگه نمیتونم آخه ببینمش دیگه نمیتونم ببوسمش میگم بهت عزیز من جون من نشو انقدر تو حیرون من بیا تو امشب دست تو دست هم باشیم گفتم آخه چه جور دلت میاد اشک منو دربیاری میدونم تو منو دوسم داری بیا تو امشب دست تو دست هم باشیم اون که پر زدو رفت دیگه رفتشو رفت فقط حرفشو حرفش مونده واسه من مگه میشه آدم یادشو از یاد ببره میخوام بزنم فریادو ببرم بر باد رسم دنیا عشق من نموند خودم خاکش کردم ندای قلبمو خودم ساکت کردم میدونم عشقم یه عشق پاکه آخر دنیای ما همه سرابه چرا رفتی آخه دلم شکست غم غربت رو دلم نشست آخه خیلی زود بود دیگه نبینمت گل پرپر شدی چرا بچینمت بیا و برگرد که بی تو میمیرم به من نگو که عشقم چشماشو بسته کاش بدون نبودنش چه سخته خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا منم ببر ببین دلم گرفته کشتیه عشقم به گل نشسته بیا و برگرد که بی تو میمیرم اگه چشمام باز شه و تو رو ببینم مث اشک بشمو به جای تو من بمیرم آره وقت غم تمومی نداره میدونم وحرف من............ اگه نباشی چشمام میباره دیگه طاقت ندارم پس سکوتو بشکن به من بگو که دروغه مرگ عشقم و سرنوشتم پس کجایی عشقم سکوتم وبشکن بیا بخدا امشب همه سرنوشتم من از تو نوشتم تو همه عشقم که بی تو میمیرم وای که لالاییه مرگو میشنوم داره باورم میشه مرده منم چی داره میخوره استخونمو این چیه رد میشه از رو بدنم آی خدا چرا بهم نمیرسی اینجا تاریکه دارم دق میکنم چرا دستامو نمیگیره کسی از تو روزای سفید سیاهه من نکنه هرچی بده پیش بکشن داره گرمم میشه داغ نفسام نکنه منو به آتیش میکشن نه دیگه بر نمیگردی نمیشه جاده ها اینجا همه یک طرفه است همه درا به روت بسته میشه آخ که میگیره و میمیره نفس اینجا هیچ کسی نگات نمیکنه هرطرف بری به بن بست میرسی اینجا ذره ذره میپوسه تنت اینجا دستاتو نمیگیره کسی جزخدا هیچکی نمیمونه برات شیشه دل همه سنگ شده ولی تو,تو قبرتم داد بزن آخ خدا دلم واست تنگ شده من زدن تیشه به ریشم تو چته ؟ از نگاه هرزه خیابونا من دارم شکنجه میشم تو چته؟ اسممو چند دفعه بردی تا حالا چند ستاره کم اوردی تا حالا تو مث من که همش بد میارم به در بسته نخوردی تا حالا دل دیگه بسشه درد توی برزخ سرد پی سایه نگرد وای دیگه خسته شدم دل شکسته شدم بازم کمه؟ من پل دست نیازم تو چته؟ من میسوزمو میسازم تو چته؟ تو تمام زندگی این منم که مفت از تو نیستم و میبازم تو چته؟ من همونم که شحستیش یادته به رگ فاصله بستیش یادته حالا اومدی چیو نشون بدی؟ دلی که نمیپرستیش یادته عشق تو شعله فروزه واسه من گفتی غصه ات شب و روزه واسه من فکر آس و پاسیه خودتو کن نمیخواد دلت بسوزه واسه من **__**_____* برنامه ریزی یعنی طراحی برنامه ای روشن و جامع با همه جزییات لازم و زمان بندی دقیق,برای رسیدن به اهدافمان با برنامه ریزی برای زندگیمان در واقع اینده خود را پیش بینی میکنیم و سرنوشتمان را میسازیم و چون قرار است بقیه زندگی مان را در آینده داشته باشیم ,این برنامه ریزی برایمان بسیار مهم و حیاتی است و آینده ای روشن و سرشار از موفقیت را برایمان به همراه خواهد داشت. (سالوست)معتقد است:هر انسانی ,معمار و آرشیتکت سرنوشت و اقبال خودش است. ما می تونیم بابرنامه دادن به ذهنمان آن را خلاق ترو بالفعل تر کرده و از وقت و عمرمان به نحو احسن استفاده کنیم.برنامه ریزی انواع مختلف دارد که برخی از آن عبارتند از: (برنامه ریزی درسی,برنامه ریزی کاری ,برنامه ریزی شخصی,برنامه ریز روزانه,برنامه ریزی هفتگی,برنامه ریزی ماهانه و...) برنامه ریزی روزانه شما در واقع مسیر آن روزتان را مشخص میکند. برنامه ریزی هفتگی را در پایان هر هفته برای هفته بعد و برنامه ریزی ماهانه را در پایان هر ماه برای ماه آینده میتوان تهیه کرد. برنامه ریزی را با راز90/10 پیش ببرید.براساس این راز شما 10%از زمانی را که برای هر برنامه در نظر گرفته اید,صرف نحوه انجام برنامه تان میکنید.انگاه شاهد خواهید بود که 90%کارهایتان به شکل معجزه آسایی انجام میگیرد. شما برای رسیدن به ثروت نیز به برنامه ریزی احتیاج دارید.میتوانیدبه دنبال راهکارهایی برای به دست آوردن در امد بیش تر و پس انداز و سرمایه گذاری باشیدو برای وقت و پولتان در این زمینه ها برنامه ریزی کنید. اگر در هر مقطعی هر یک ار برنامه هایتان دچار اشکال شدو کار کردخوبی نداشت و از نتیجه آن راضی نبودید,میتوانید برنامه تان را تغییر دهید.حتی اگر این مساله چندین بار تکرار شد,پشتکار خود را از دست ندهید و ناامید نشوید ,زیرا, یک برنده هرگزناامید نمیشود. و حتما به هدف نهایی و موفقیت دست می یابد. اگر میخواهید در زمره برندگان قرار گیرید,دست از تلاش برندارید. اگر از وقتتان خوب استفاده نکنیدو آن را هدر بدهید,در پایان روز احساس پشیمانی و کسالت میکنید.پس چه بهتر که زودتر جلوی اتلاف وقت را بگیریدو از همین لحظه شروع به برنامه ریزی کنید. منم واسه همتون آرزوی موفقیت میکنم. دوستای گلم راز بعدی راز پارکینسون هست منتظر باشید. ******************************* خاطراتی که از تو یادمه باعث آزارمه هرجا برم بدیهایی که به من کردب خوب یادمه نگو نکردی,نگو نبودی,نگو نشکوندی دلمو بخدا از تو چیزی نمیخوام فقط تنهام بزار همینو میخوام دیگه چشمام به رات نمیمونه ه ه ه ه ه ه ه ه از هر چی خواستی گله کن دل من حوصله کن کفر تو رو درمیارم هر چی دلت خواست گله کن یه جوری داغونت کنم اسیرو حیرونت کنم * * * برگ ریزان امشب ببین که بی تو ,من سوز گریه دارم آه بلند حسرت,در عمق سینه دارم امشب کلام نابت,بر تارو پود من تاخت شهر عجیب چشمت کاشانه مرا ساخت با یک امید تازه,از غم شدم گریزان دفتر عشق گشودم,در فصل برگ ریزان ای دوستان دیرین ,در زندگی اسیرم در غربت و غریبی,مانند یک کویرم گفتگو با دل گفتم که در چه حالی؟ گفتا غرق سرابی گفتم که آن چه باشد؟ گفتا که زندگانی گفتم که از چه نالی؟ گفتا غم وجدایی گفتم داری چه حالی؟ گفتا که گر بمیرم شاید شوم رهایی گفتم چرا چنین شد؟ گفتا زیارپرسا عشقم بشد رهایی گفتم بگو تو با من از درد خود برایم گفتم دگر با من ندارد حتی سلامی گفتم چرا نگفتی با یار حرف آخر گفتا فنا شدم من از دردو بی زبانی گفتم حالا چه باید,عاقبت کار عشق گفتا که جان من شد در راه عشق ,نثاری گفتم مکن تو ناله ,دیگر ندارم چاره گفتا برای سودا(....)ندارم آهی سکوتم را فریاد بر میآورم تا او که گوشش پر از هیاهو وغوغاست بیصدا,فریادم را بشنود به چه دل خوش کرده ام به دیده شدن ته سوزنی در انبار کاه
عشق مرده چرا وقت رفتن ای خدا چه سخته چشام همش به قاب عکسه چرا ازم گرفتی همه وجودم ازت میخواستم عشقمو تو سجودم خدا به همرات برو عزیزم به من نگو که عشقم چشماشو بسته کاش بدونی نبودنش چه سخته خدا دلم گرفته از این همه درد دلم شکسته از دوری و ماتم خدا به همرات برو عزیزم به من نگو که عشقم چشماشو بسته نه نگو که اون واسه همیشه رفته باورش خیلی سخته خدا خیلی تلخه خدا دلم شکسته دلم آره دلم درد داره غم داره بیماره بیتابه اشکام هردو هر لحظه میباره من پشیمونم چرا ندونستم قدرشو پریشونم از این که موندم نه بی تو موندن دلیلی نداره تحملشو ندارم آره دلم طاقت نداره دیگه همه چیز زیر خاک تا ابد بخوابه دیگه نمیتونم آخه ببینمش دیگه نمیتونم ببوسمش میگم بهت عزیز من جون من نشو انقدر تو حیرون من بیا تو امشب دست تو دست هم باشیم گفتم آخه چه جور دلت میاد اشک منو دربیاری میدونم تو منو دوسم داری بیا تو امشب دست تو دست هم باشیم اون که پر زدو رفت دیگه رفتشو رفت فقط حرفشو حرفش مونده واسه من مگه میشه آدم یادشو از یاد ببره میخوام بزنم فریادو ببرم بر باد رسم دنیا عشق من نموند خودم خاکش کردم ندای قلبمو خودم ساکت کردم میدونم عشقم یه عشق پاکه آخر دنیای ما همه سرابه چرا رفتی آخه دلم شکست غم غربت رو دلم نشست آخه خیلی زود بود دیگه نبینمت گل پرپر شدی چرا بچینمت بیا و برگرد که بی تو میمیرم به من نگو که عشقم چشماشو بسته کاش بدون نبودنش چه سخته خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا منم ببر ببین دلم گرفته کشتیه عشقم به گل نشسته بیا و برگرد که بی تو میمیرم اگه چشمام باز شه و تو رو ببینم مث اشک بشمو به جای تو من بمیرم آره وقت غم تمومی نداره میدونم وحرف من............ اگه نباشی چشمام میباره دیگه طاقت ندارم پس سکوتو بشکن به من بگو که دروغه مرگ عشقم و سرنوشتم پس کجایی عشقم سکوتم وبشکن بیا بخدا امشب همه سرنوشتم من از تو نوشتم تو همه عشقم که بی تو میمیرم
وای که لالاییه مرگو میشنوم داره باورم میشه مرده منم چی داره میخوره استخونمو این چیه رد میشه از رو بدنم آی خدا چرا بهم نمیرسی اینجا تاریکه دارم دق میکنم چرا دستامو نمیگیره کسی از تو روزای سفید سیاهه من نکنه هرچی بده پیش بکشن داره گرمم میشه داغ نفسام نکنه منو به آتیش میکشن نه دیگه بر نمیگردی نمیشه جاده ها اینجا همه یک طرفه است همه درا به روت بسته میشه آخ که میگیره و میمیره نفس اینجا هیچ کسی نگات نمیکنه هرطرف بری به بن بست میرسی اینجا ذره ذره میپوسه تنت اینجا دستاتو نمیگیره کسی جزخدا هیچکی نمیمونه برات شیشه دل همه سنگ شده ولی تو,تو قبرتم داد بزن آخ خدا دلم واست تنگ شده من زدن تیشه به ریشم تو چته ؟ از نگاه هرزه خیابونا من دارم شکنجه میشم تو چته؟ اسممو چند دفعه بردی تا حالا چند ستاره کم اوردی تا حالا تو مث من که همش بد میارم به در بسته نخوردی تا حالا دل دیگه بسشه درد توی برزخ سرد پی سایه نگرد وای دیگه خسته شدم دل شکسته شدم بازم کمه؟ من پل دست نیازم تو چته؟ من میسوزمو میسازم تو چته؟ تو تمام زندگی این منم که مفت از تو نیستم و میبازم تو چته؟ من همونم که شحستیش یادته به رگ فاصله بستیش یادته حالا اومدی چیو نشون بدی؟ دلی که نمیپرستیش یادته عشق تو شعله فروزه واسه من گفتی غصه ات شب و روزه واسه من فکر آس و پاسیه خودتو کن نمیخواد دلت بسوزه واسه من
**__**_____* سلامت جسم وروان با چای نعناع نعناع از جمله سبزیجات معطر و پر خاصیت است که با خوردن آن احساس طراوت و تازگی به انسان دست میدهد. این درحالی است که چای نعناع نیز خاصیت مشابهی دارد.این چای به افزایش قدرت بدن و مغز کمک میکند. همچنین این چای در حفاظت از مجرای گوارش در برابرتحریک و عفونت پس ار غذا و هضم و جذب غذا موثر است . به طور کلی نعناع طبع گرم داردو خوردن آن پس از غذاهایی که طبع سرد دارند به تنظیم عملکرد معده کمک میکند. چای نعناع در رفع موهای زائد از روی بدن و صورت موثر است.نوشیدم روزانه 2فنجان از این چای به افرادسالم توصیه میشود. ****************************************** هندونه به شرط چاقو این میوه به ظاهر کم خاصیت ,سرشار از ویتامین و املاح است.متخصصان تغذیه میگویند:رنگ قرمز هندوانه ناشی از مواد شیمیایی است که مشابه آن در گوجه فرنگی وجود دارد.اما بر خلاف گوجه فرنگی که گفته میشودپخته ان بهتر از خانم است ,هندوانه همه خاصیت های گوجه پخته یا سرخ شده را در خود جای دارد.این میوه فاقد چربی و منبع غنی ویتامینCوAوB6است.ویتامین"ب" از جمله ویتامینهایی است که به تامین انرژی بدن کمک میکند و از همین رو میتوان به هندوانه چنین خاصیتی نسبت داد.از سوی دیگر پزشکان معتقدند که آنتی اکسیدانت های موجود در هندوانه به آن خاصیت ضد سرطانی داده اند و گفته میشود که هندوانه با سرطان پروستات مبارزه میکند.البته باید توجه داشت که این میوه که یک رفع عطش کننده محسوب میشود,طبع سردی داردو در صورت زیاده روی در مصرف آن نفخ معده به وجود می اید.
************************************************ بچه ها من مطالبی رو تو یه مجله خوندم که خیلی واسم جالب بود گفتم بنویسم شما هم بخونید 1:اگر در حین پخت و پز مقدار ی غذا روی اجاق ریخت مقداری نمک روی آن بریزید ,پس از سرد شدن اجاق به راحتی پاک نمایید.(قابل توجه دختر خانمهای گل ) 2:اگر هنگام شستشو با ماشین لباسشویی اشتباها پودر معمولی بکار بردیدو کف از ماشین لباسشویی خارج شد ,تا مامانتون نفهمیده مقداری آبلیمو در لباسشویی بریزید ,کف اضافی به یکباره از بین میرود. 3:اگه یه موقع میخوایید لباستون بشورید نرم کننده تو خونه نیست فوری چند قاشق سرکه سفید ریزید که نرم کننده خوبی برای لباس است.بعد از شستشو بوی سرکه به لباس باقی نمیمونه. 4:برای از بین بردن بوی پیاز از روی چاقو کافی است حلقه های هویج رو روی تیغه چاقو بمالید.

بنام تنها ترین معشوق ، سیمرغ عشق
در این دنیای بزرگ ، پر آدمها ی ریز و درشت ؛ کبوتری بود تنها و دلش پر از راز های شگفت و دل او بزرگ بود به انداره همه دریا و روحش لطیف بود از جنس عشق و همیشه ء خدا عاشق . و کبوتر بروز به ناگزیر بر زمین بود و در میان مردمان و به نیمه شب بپرواز بر دل آسمان و سر و چشم ، بال و پر سوی سیمرغ و براهش داشت . در میان این شبهای دراز در میانه پرواز ناگاه صدایی شنید صدای گریه بود و هق هق تنهایی . کبوتر دلش لرزید ، این اشک مهتاب بود که بر زمین میلغزید . عجب ! مهتاب را نه در آسمان که بر زمین نشسته دید . کبوتر تا زمین پر کشید از میان ابرها تا به مهتاب رسید ، کبوتر که از سیاهی و اینهمه تاریکی شب همیشه در رنج بود و هراس ، بر آن شد تا که مهتاب از تیرگی برون شود و چون ستاره یا که ماه هر شب بر فراز آسمان دل بدرخشد تا شاید راهش اینبار او روشنی دهد . و مهتاب هم از پس آنهمه تنهائی و غم غربت سر به شانه او گذاشت و چه آسوده گریست .
کار این اشک نه به یک شب بود که غم جدایی یار بود و چه سخت و سنگین بار و کبوتر بر زمین ماند و همه شب با سر انگشتان مهربانش اشک او پاک کرد و برایش قصه ها گفت قصه ها از هزار و یکشب گفت . از شهر عشق و از راز هستی و از رهایی و از پرواز تا بخدا . و گفت و گفت ، از نهایت پروازش بگفت و از راز خود نیز بگفت از معشوقش چو سیمرغ که در هفتمین شهر عشق به انتظار عشاق نشسته.
و مهتاب آرام شد و به آرامی شاد شد و باز عاشق شد . عاشق کبوتر شد و کبوتر همیشه عاشق باز هم عاشق شد . و چه زود عاشق شد ؛ عاشق مهتاب شد . و شب هردو مهتابین شد .
مهتاب رازش با کبوتر نگفت و کبوتر عاشق به هر شب خیره درچشمان مهتاب شد تا شاید آگه از این راز شود و از عشق نهانش با خبر شود اما در این میان غباری برخاست ابر آمد و مه شد طوفان شد به ناگه شب مهتابین ، همچو قیر مشگین شد . آری همه عالم در هم شد ... ، کبوتر گم شد مهتاب هم شبی چند بی کبوتر شد در آن سیاهی سایهء کبوتری بر مهتاب شد و مهتاب خوشحال از آن شد و با تن و جان از آن هنگامه بر او پناه جست و هیهات که آن سایه ، سیاهی چو زاغ بود که در آن تیرگی جای کبوتر ، بر دل مهتاب نشست و زاغ دل مهتاب که نه خود مهتاب ببرد بی هیچ درنگ .
چو عالم آرام شد کبوتر مهتابش ندید و جای او چند پر سیاه از آن زاغ ِ رفته دید . آری کبوتر همیشه عاشق دوباره تنها شد اینبار او بود که می گریست چه خاموش و آرام بی شانه ء یار میگریست . عاقبت با غم تنهایی نا امید و خسته و دلی شکسته به راه نیمه سوی سیمرغ آن نهایت عشق پر کشید . 







**__**_____*
***_*__*_____*
****_____**___******
*****______**_*______**
*****_______**________*_*
*****_______*_______*
******_____*_______*
******____*______*
********_______*
*** **______**
******* **
******* *
****** * *
*** * *
*_____* *
****_*___*
******__*_**
******* **
***** *
** *
* *
*_*
**
* گل سرخی که یه روز برام خریدی ....
اسمشو میذارم راز دل فریبی ...

**__**_____*
***_*__*_____*
****_____**___******
*****______**_*______**
*****_______**________*_*
*****_______*_______*
******_____*_______*
******____*______*
********_______*
*** **______**
******* **
******* *
****** * *
*** * *
*_____* *
****_*___*
******__*_**
******* **
***** *
** *
* *
*_*
**
* گل سرخی که یه روز برام خریدی ....
اسمشو میذارم راز دل فریبی ...
| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |










