روزای خط خطی
پسر ناز کوچولوم دیگه نترسی از لولو مامان کنارت میمونه واست لالایی میخونه لالایی لالایی لالایی
امشب در محضر تنهایی خود به خلوت عاشقان پا گذاشتم تا در میان این سوخته دلان عارف باشم و دلم را با گلهای وجودشان پیوندی جاودانه بزنم پناه میبرم به تو از گروهی که روحشان را در حصاری به نام تن و تن را در جوشش صد لایه از غفلت وو نادانی محبوس کرده اند...................... آنها که چمنزار سبز رنگ قلبهایشان به زردی گراییده است اینان سجاده عشق را بسته اند و افسوس نمی دانند که اگر این سجاده گسسته شود چه غوغایی به پا میکند.................... می خواهم فریادهایم را در خورجین احساس بریزم و با دل شکسته ام بر کلبه عشق بکوبم و با صدای بلند فریاد بزنم من آمده ام با تمام ناتواناییهایم بر غفلت گذشته ام اشک بریزم آمده ام ای عشق نازنین غربتم را دریاب مرا دریاب که بی تو همچون کویر بی آبم و با تو همچون جوانی در آغوش خاک ای تک چراغ شبهای تنهایی مرا دریاب و بگذار اندکی در سکوت عشق اشک بریزم و با خوشه ای از ستاره ها به سویت بیایم** بی خیال از قصه ی مرگ صدام
آدمها با هم برابرند ، اما پولدارها محترمترند .... همه آدمها با هم برابرند ،اما دخترهايش پرطرفدارترند.... همه آدمها با هم برابرند ، اما بچهها واجبترند... همه آدمها با هم برابرند ، اما خانمها مقدمترند... همه آدمها با هم برابرند ، اما سياهها بدبختترند و سفيدها برترند... البته تبعيضي در كارنيست . در كل همه آدمها با هم برابرند ، اما بعضيها برابرترند آینه پرسید که چرا دیر کرده است؟ عشق اوعجیب مرا پیرکرده است. منتظر نباش.......... فکر نمی کردم که دلم روبرده باشه یا دلم گول چشمای روشنش تا زمانی که در این دنیا خورشید طلوع و غروب می کند دوستت دارم ... هیچ مونسی ندارم تو آسمون ستاره است حتی اونم ندارم تا کی باید به دل بگم بساز بساز بسوز بسوز تا کی باید به دل بگم که چشماتو به در ندوز تا کی باید گریه کنم از دست کاری روزگار تا کی باید بباره چشمام مثل ابر بهار کی میگه تنهایی سخت نیست بخدا تنهایی سخته الهی بی کس نشی بخدا بی کسس سخته اینم از بخت بد ماست راضیم هر چی خدا خواست ای خدا برس به دادم ای خدا تنهایی سخته
بی خیال از این که بارون چشام
بی خیال از این شکار دل تو
هدفش گمشده این تیر چشام
بی خیال از این که من
پای عشقت جون میدم
بدون این رو یه روزی
عشق و بهت نشون میدم
بدون از دوریت نمی میره دلم
از دل سرد تو می میره دلم
تو دلم این همه سنگینی نکن
روز های خوبم رو بارونی نکن
نکند دل دیگری او را اسیر کرده است؟
خندیدم وگفتم:اوفقط اسیرمن است !!!
تنها دقایقی چند تاخیرکرده است!!!
گفتم:امروزهوا سرد بوده است،
شاید موعد قرار تغییر کرده است!!!
خندید به سادگیم آینه وگفت:
احساس پاک تو را زنجیر کرده است!!!
گفتم ازعشق من چنین سخن مگوی.....!!!
گفت:خوابی!!!
سالها دیر کرده است!!!
در آیینه به خود نگاه میکنم،
آه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه ه...!!!
راست گفت آیینه:که...
او برای همیشه دیر کرده است!!!

رو خورده باشه.
اما نه گذشت ودیدم دل من دیوونه تر شد به تو گفتم ودلت از قصه ی
من با خبر شد.
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز
نرسیدن.
میدونم دوستم نداری مثل روزای گذشته من خودم خوندم توچشمات یه
کسی اونونوشته میدونم فرقی نداره واست عاشق بودن من میدونم واست
یکی شد بودن و نبودن من.
اما روح من یه دریاست پر از موج و تلاطم ساحلش تویی و موجاش خنجرهای حرف مردم
آخ که چه لذتی داره ناز چشماتو کشیدن رفتن یه راه دشوار واسه هرگز
بعد از این دنیا نمی دانم که چیست ...
دوست دارم با من باشی تا زمانی که خورشید وجود داره

| قالب وبلاگ : قالب وبلاگ |









