تبليغاتX
روزای خط خطی


روزای خط خطی

پسر ناز کوچولوم دیگه نترسی از لولو مامان کنارت میمونه واست لالایی میخونه لالایی لالایی لالایی

من تا حالا دل هیچ کسو نشکوندم ، بعد چطوریه هر کی هنوز از راه نرسیده ، هر کاری دلش می خواد با دل من می کنه ،

من اصلا از همین حالا دیگه با عشق ، عاشقیو و این چیزا کاری ندارم ،

نفرین به عشق ... نفرین به همه ...

از امروز همه چیز سیاه می شه و من دیگه نگاهمم به آدما نمی ندازم چه برسه بخوام قلبمو بهشون بدم ...

از فردای اون روز حتی دیدن آدما هم حالمو بهم می زنه ، ترجیح میدم سرمو بندازم پایین ، زندگی کردن بین یه مشت آدمی که دوست داشتنو نمی فهمن چقدر سخته ، ازشون فاصله می گیرم ، اصلا از زندگیم فاصله می گیرم ، از کنار همه چی می گذرم  !

 

می دونین این یعنی چی ؟؟؟ یعنی ما هممون عادت کردیم همه رو جز خودمون مقصر بدونیم ، ما ها هیچ کدوممون بد نمی کنیم همیشه بد می بینیم !! اصلا سعی نمی کنیم خودمونو عوض کنیم ، می خواییم آدما رو عوض کنیم ، دقیقا مطابق میل خودمون و این اتفاق نمی یفته و این نقطه شروع ناامیدیو ، سرخوردگی ماست ...

آره ... همیشه دل ما از یه آدمایی خونه ، یه دسته آدمم دلشون از ما ... ما ها از بعضیا بدی دیدم ، و ناخواسته یا خواسته به بعضیا بدی کردیم ،

پس تا اینجا روشن شد ، بین ماهاهیچ خوب مطلق و هیچ بد مطلقی نیست ، شرایطمون یر به یره ...

 

من دیگه نمیام تا حالم خوب بشه دنبال این نباشید چرا خیلی حالم بده

اگه نیومدم حلالم کنید

سعی میکنم واسه تولدم آخرین آپم رو حتما بیام

 

به تو مي انديشم ،به توي كه به روي قلبم پا

 

گذاشتي،بدون آنكه بداني

اين قلب در دلم نهادي بدون آنكه بداني اين پرنده زخمي

 

فقط به خاطر

تو اوج ميگيرد،تادرآن سوي هستي،عشق رامعنا كند.

 

به توي كه اشكم راسرازيركردي بدون اينكه بداني اين

 

چشمها هميشه

 

دركنارپنجره درانتظارتوبوده،به توي كه آينه دست نخورده

 

دلم رابا

ضربت يك سخن شكستني...بدون آنكه بداني اين آينه

 

فقط چهره تورا

 

در خود ترسيم كرده است.

 

توازمن يك تنديس بي روح ساخته اي امابدان،اگرچه

 

تنديس،روح

 

ندارداما قلبي سوزان ترازآتش داردكه برهمه ما نمي دانی

 

 

 

بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 3:58 توسط لیدا| |

به تو مي انديشم ،به توي كه به روي قلبم پا

 

گذاشتي،بدون آنكه بداني

اين قلب در دلم نهادي بدون آنكه بداني اين پرنده زخمي

 

فقط به خاطر

تو اوج ميگيرد،تادرآن سوي هستي،عشق رامعنا كند.

 

به توي كه اشكم راسرازيركردي بدون اينكه بداني اين

 

چشمها هميشه

 

دركنارپنجره درانتظارتوبوده،به توي كه آينه دست نخورده

 

دلم رابا

ضربت يك سخن شكستني...بدون آنكه بداني اين آينه

 

فقط چهره تورا

 

در خود ترسيم كرده است.

 

توازمن يك تنديس بي روح ساخته اي امابدان،اگرچه

 

تنديس،روح

 

ندارداما قلبي سوزان ترازآتش داردكه برهمه ما نمي دانی

 

 بهترین و جدیدترین خدمات وبلاگ نویسان جوان                www.bahar20.sub.ir

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 3:47 توسط لیدا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ