تبليغاتX
روزای خط خطی


روزای خط خطی

پسر ناز کوچولوم دیگه نترسی از لولو مامان کنارت میمونه واست لالایی میخونه لالایی لالایی لالایی

 

این اولین و آخرین ترانه مسافره

 یه سایه از یه حادثه است

 یه حق حق از یه خاطره

فاجعه بود رفتن تو بغضت سکوتمو شکست

جغد سیاه قصه ها رو بوم خونمون نشست

هرگز نخواه بخندمو با قصه هم بازی بشم

باور کنم نیستی دیگه  به مرگ تو راضی بشم

اون دستایی که تو رو برد هرگز شکستمو ندید

فاصله ها زیاد شدن دستام به دستات نرسید

اون سنگ قبر رو سرت طعنه به اشکام میزنه

کاش تو بودی من نبودم این آخرین حرف منه

تو زیر خاک رفتی ولی من اینجا پوسیده شدم

 برای برگشتن تو میگذرم از جون خودم

 کی فک میکرد یه روزی من همدم خاک تو بشم

تو قول بده بیای پیشم هر چی بخوای همون میشم

 به رسم خاک و آب ویاد سپردمش به دست باد

 مسافرم سفر بخیر بهشت مبارک تو باد

اشکهایم را پذیرا باش آنگاه که سجده بر خاک تو میزنم انگاه که حجم خاک دیواریست بین بودن ونبودن اضطرابم را پذیرا باش

آنگاه که پر میکشم تا آسمان تو آنگاه که حجم خاک جسمم را گرو میگیرد تا بداند که در آغوش تو آرامش میگیرم سکوتم را پذیرا باش که نیاموختم هر فرازی را فرودی است

 آری جای خالیت خالیست و تنها کلامم بعد از تو  باز .....باز تنهاییست

 

این عکس وکنار رودخونه انداخته بود یه روز قبل از رفتنش چون از رودخونه بدم میاد عوضش کردم

 

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 22:31 توسط لیدا| |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ